فیلم من ، ربات ، با بازی ویل اسمیت – هدف شما چیست


فیلم من ، ربات ، با بازی ویل اسمیت – هدف شما چیست
در فیلم ، من ، ربات ، تقریباً همه ربات دارند. ربات ها چیز خاصی نیستند. آنها برای پیروی از دستورات استاد خود ، دوره طراحی شده اند. به همین دلیل رباتیک ایالات متحده ربات های خود را فقط با مغز و بدون روح طراحی می کند. همه آنها منطق هستند ، قلب ندارند. این علم جدا از خداست.
با این وجود یک روبات به نام سانی وجود دارد که توسط پدرش با هدف خاصی ایجاد شده است: عملکرد جدا از ابر رایانه مرکزی ، ویکی. طراح او ، دکتر لندینگ ، یک “مغز پوزیترونیک” اضافی به او می دهد که او را از سایر همسالان مکانیکی خود متمایز می کند. این آگاهی جداگانه به وی اجازه می دهد سه قانون رباتیک را نادیده بگیرد (1. یک روبات ممکن است به انسان آسیب نرساند یا از طریق بی عملی اجازه آسیب رساندن به انسان را بدهد.) ، به جز مواردی که چنین دستوراتی در اینجا بیشتر بخوانید با قانون اول مغایرت داشته باشد. 3. یک ربات باید از موجودیت خود محافظت کند به شرطی که چنین محافظتی با قانون اول یا دوم مغایرت نداشته باشد.
سانی بی نظیر است زیرا او با چیزی شبیه به روح طراحی شده است. بنابراین او جرات می کند در مورد هدف فکر کند. او جرات خواب دیدن دارد. این واقعیت که او به هدف اهمیت می دهد ، ثابت می کند که وی برای هدفی توسط “پدر” خود خلق شده است ، همانطور که سانی طراح خود ، دکتر لندینگ می نامد.
به همین ترتیب ، این واقعیت که بشر به هدف اهمیت می دهد ، ثابت می کند که ما برای هدفی آفریده شده ایم. اگر خداوند ما را برای هدفی خلق نکرده است ، پس مفهوم هدف هرگز در ذهن ما خطور نمی کند. اگر خداوند بشریت را برای هدفی خلق نکرده است ، پس جهان پر از میلیاردها تصادف دو پا ، تفکر ، گفتگو است.
نکته دیگری که توسط خداوند خلق شده ایم این است که ما قدرت انتخاب داریم. به همین ترتیب ، در من ، ربات ، سانی نمی توانست از خط تولید انبوه خارج شود. او با دقت توسط “پدر” خود خلق شد تا بعنوان چیزی علاوه بر یک هواپیمای بدون سرنشین بی فکر عمل کند.
تکامل می گوید که آگاهی یک تصادف است ، اما این غیرممکن است. آگاهی به معنای هدفمند بودن است. اگر ما چیزی بیش از مواد معدنی و رطوبت نبودیم ، تنها بیشتر با منطق کار می کردیم. اما همه چیزهایی که باعث می شوند ما انسانها باشیم از منطق سرپیچی می کنند.
این واقعیت که سانی روح داشت ، این امکان را برای او فراهم کرد که چیزی غیر منطقی مانند آزادی را بداند. این توانایی را به او داد تا ارزش زندگی را درک کند. به همین دلیل ، او می توانست با کسانی که به یک حق اخلاقی اهمیت می دهند ، متحد شود. به همین ترتیب ، برای ما انسانها ، تا زمانی که ریشه های معنوی خود را تصدیق کنیم ، از قامت اخلاقی قدردانی خواهیم کرد. تا زمانی که به خدا نزدیک شویم ، تحمل های اخلاقی خود را حفظ خواهیم کرد. جدا از خدا ما به ماشین های بی عاطفه یا حیوانات بی معنی تبدیل خواهیم شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *