تهویه مطبوع


تهویه مطبوع
نقش غالب شرطی سازی انسان در یک محیط پرتنش بازی می کند. چشم انداز ، واکنش و درمان. چگونه موسیقی می تواند کمک کند.
ایجاد موسیقی برای مدیریت استرس می تواند یک روند کاملاً پیچیده باشد. با توجه به ماهیت
از استرس ، موسیقی باید یک محیط درمانی را ترویج و حفظ کند و تأثیر آرام بخشی را فراهم کند که دریچه ای برای تأمل ، اقدامات اصلاحی و در نهایت ، آرامش درونی را باز می کند. در نتیجه ، تلاش خلاقانه در این سبک اغلب منجر به ملاحظاتی می شود که کار بیشتری برای انجام دادن دارند
با روانشناسی نسبت به موسیقی فی نفسه.
در مراحل پیشرفت خود یک دنباله موسیقی ممکن است به احتمالاتی برای موسیقی درمانی اشاره کند ، اما
برای تکمیل موفقیت آمیز توالی نهایی ، باید متغیرهای طبیعت انسان را در نظر گرفت.
این که آیا این امکانات موسیقی به نوعی منفعت تبدیل می شوند یا خیر ، به عوامل زیادی بستگی دارد که از کمترین آنها ایجاد ساختارهای صوتی سازگار با ارگانیسم انسان نیست.
مسئله بسیار مهم دیگری که باید در طی مراحل ترکیب مورد توجه قرار گیرد این است که همه انسانها از بدو تولد مشروط هستند و موارد کمی از انسان تجربه می شود
در طول زندگی آنها از طریق لایه های قبلی تهویه فیلتر نمی شود.
در نگاه اول ، به نظر می رسد که تهویه انسانی ارتباط کمی با مدیریت استرس ، اضطراب ، فرسودگی شغلی – یا برای موسیقی مهم است. اما با یک نگاه دقیقتر ، این ارتباط مشخص می شود.
برای درک نحوه کار این اتصال ، باید برخی از اطلاعات را کشف کنیم
کمی سنگین به نظر می رسد. موضوع تهویه گسترده و ضروری است ، در اینجا نظر دهید
باید فقط به چند پیچ ​​و تاب برجسته تر آن محدود شود.
چه کسی با گفته های ارائه شده در اینجا موافق باشد یا مخالف ، موارد زیر موارد زیر است
نتیجه سالها مشاهده ، مطالعه و کاربرد. ارائه آن در اینجا در نظر گرفته شده است
درک بهتری از چگونگی و چرا ما اغلب با روشهای ضد تولید واکنش نشان می دهیم
هنگام برخورد با شرایط استرس زا
مسلماً ، این اطلاعات بخشی جزئی از موضوع بسیار عمیق تر است. با این وجود ، چنین است
امیدوارم صادقانه باشد که آنچه در اینجا ارائه می شود بینشی را برای کسانی که رنج می برند فراهم می کند
از شرایط ناخوشایند ، ناتوان کننده و ناسالم استرس. که گفت ، لطفا بخوانید
روشن خواهد شد و مشخص خواهد شد که در مورد تهویه انسان ، تقریباً همه چیز وجود دارد
مرتبط است
مشکل
وقتی کسی کار مردانی مانند راجر اسپری ، فروید ، یونگ ، ویلهم رایش و
دیگران روشن می شود که (1) واکنش کلی به شرایط استرس زا تمایل به انحراف دارد
و (2) نحوه درک و عکس العمل انسان ، در بیشتر موارد ، آموخته شده است
رفتار – اخلاق.
این رفتار آموخته شده ارتباط زیادی با نوع نگاه ما به خود و جایگاه خود در جامعه دارد.
تصویری که ما به دنیای خارج ارائه می دهیم ، هویت یا تصویر ما از کسانی است که فکر می کنیم
هستند و این تصویر نتیجه مستقیم همه چیزهایی است که به ما آموخته ایم و همه آنهاست
تا به حال برای ما اتفاق افتاده است
در نتیجه ، هر برخورد یا موقعیت جدیدی که تجربه می کنیم از طریق شرطی سازی قبلی فیلتر می شود و از این طریق ، شرطی سازی قبلی به سنجشی تبدیل می شود که برای تمام تجربه های آینده اعمال می کنیم. متأسفانه ، این اندازه گیری اغلب دارای نقص است و هنگامی که برای ارزیابی استفاده می شود
و به شرایط استرس زا پاسخ می دهند ، تمایل به واکنش نشان می دهد تا درمان و این در
چرخش می تواند منجر به اشتباهاتی در قضاوت شود که در واقع ممکن است اوضاع را بدتر کند.
چرا این الگوهای واکنش را بروز نمی دهیم؟
خوب ، برای بیشتر ما ، دلایل اساسی واکنش مشروط به خاطر حافظه هوشیار از بین رفته است. با این حال ، بدون اینکه بدانیم چرا ، ما اغلب به نوعی رباتیک به واکنش ادامه می دهیم
راهی برای محرکهای عاطفی شرایطی که مدتها پیش رخ داده و برای اصلاح مشکلات امروز و اکنون ارزش اصلاحی کمی دارد.
چه ارتباطی با مدیریت استرس دارد؟
ارتباط با مدیریت استرس در این واقعیت است که تهویه مطبوع مانند یک خیابان یک طرفه است ، با اعتقادات ، عقاید و تعصبات سنگفرش شده است که اغلب ما را به روشهای بسیار ظریف به سمت
مقصد اشتباه به عبارت دیگر ، وقتی از اعتقاد ، نظر و تعصب به عنوان سنجش شرایط استرس زا استفاده شود ، به دلیل کمبود حقایق ، به احتمال زیاد نتایج حاصل از آن اندازه گیری اشتباه خواهد بود.
با بیان روش دیگری ، می توان گفت كه به جای واقعیت ها ، ما احتمالاً شرایط استرس زا را كه می خواهیم حل كنیم ایجاد و یا به آنها كمك می كنیم.
حقیقت یا باور؟
اعتقاد ، عقیده و تعصب بیانگر فقدان واقعیت یا حقیقت است. یک دلیل این عدم وجود به دلیل یک فرضیه گسترده است که کلمه “باور” با کلمه مترادف است
‘حقیقت’. وقتی می گوییم به چیزی اعتقاد داریم یا چیزی درست را باور داریم ، آن چه هستیم
واقعاً گفتن این است که ما همه حقایق را نداریم. برعکس ، اگر همه حقایق را داشته باشیم
دیگر باور نخواهیم کرد – می دانستیم.
بنابراین ، اختلاف بین “باور” و “حقیقت” به یکی از دلایل اصلی واکنش ما تبدیل می شود
استرس را به جای اقدام اصلاحی یا سازنده برای به حداقل رساندن آن. به عبارت دیگر ،
تمایل به قضاوت است (بر اساس اعتقاد یا نظر) قبل از به دست آوردن همه حقایق در یک شرایط خاص.
طبق آمار ، منابع زیر معمولاً به عنوان علت ایجاد می شوند
فشار:
رئیس خواب کافی ندارد فشارهای خانواده
حجم کار کافی نیست فشارهای جامعه
همکاران وقت کافی ندارد مسائل زناشویی
بهداشت و درمان ترافیک طلاق
وقتی استرس وارد زندگی ما می شود ، تمایل به سرزنش شخص یا چیز دیگری غیر از خودمان است. در بعضی موارد ممکن است حق با ما باشد. اما بسیاری از اوقات شرایط استرس زا از شرایط ما است
ساخت خود یک مثال می تواند استرس ایجاد شده در نتیجه کارتهای اعتباری حداکثر یا یک باشد
عدم انضباط مالی.
علت دیگر ممکن است از هر یک از منابع موجود در لیست بالا نشات گرفته باشد ، اما به همین دلیل است
تمایل ما به سو mis تفاهم و مدیریت نادرست این تجربیاتی که معمولاً ایجاد می کنیم
مشکل بدتر و در نتیجه سطح استرس را افزایش می دهد. صرف نظر از علل ، چگونه
اگر بخواهیم آنها را حل کنیم از اهمیت بالایی برخورداریم
با موفقیت.
به طور کلی ، هنگامی که چیزی برای دفاع و دفاع داریم ، نسبت به استرس واکنش احساسی نشان می دهیم
وقتی اجازه می دهیم احساسات دفاعی از کنترل خارج شوند ، منطقی نیستیم – فقط واکنش نشان می دهیم. با واکنش ما مشکل را پیچیده می کنیم زیرا واکنش ما تمایل به ایجاد یک واکنش متقابل دارد.
چرا عکس العمل متقابل؟ خوب ، اگر هدف خشم ما شخص دیگری باشد ، به احتمال زیاد آن شخص چیزی برای دفاع نیز خواهد داشت و بنابراین ممکن است نمایش عاطفی ما
به عنوان تهدید تعبیر شود. به یاد داشته باشید ، آن شخص دیگر نیز مشروط شده است!
آسمون داره میاد پایین!
واکنش مشروط همچنین نشان دهنده ترس از چیزی است. یوجین آلبرایت ، نویسنده کتاب Unichotometrics-a New Way of Life ، یک بار گفت: “فقط یک ترس معتبر وجود دارد – تهدیدی مستقیم برای زنده ماندن ارگانیسم. همه موارد دیگر را می توان در یک نوع یا مفاهیم غلط جستجو کرد.”
اگر این گفته درست باشد ، دلیل دیگری که ما در مقابله با استرس مشکل داریم ، آشکار شده است. به استثنای تهدیدی مستقیم برای زندگی ما ، این نشان می دهد که ما اجازه می دهیم موقعیت های استرس زا باعث ترس ترسناک از دست دادن چیزی ، افشای چیزی یا ترس از مجازات به دلیل داشتن
کاری انجام داده عجیب ناتوانی ظاهری ما در تشخیص آگاهانه این مسئله در هنگام وقوع است.
شرطی سازی بر تفسیر ما از هر آنچه می بینیم ، می شنویم و به دنیای خارج می پردازیم تأثیر می گذارد و بله ، حتی در انتخاب موسیقی ما نیز تأثیر می گذارد. به طور کلی ، ما از زندگی خود آگاهی نداریم
زندگی ما با توجه به عقاید ، عقاید و پیش داوری های دیگران ، (فشار همسالان در میان نوجوانان یک نمونه است) و همچنین نمی دانیم که با پذیرش این نظرات ، آنها را تداوم می بخشیم.
بنابراین ما خود را در یک حلقه قرار می دهیم که در آن ما اغلب اشتباهات مشابه را بارها و بارها تکرار می کنیم.
اکنون این خبر خوب است: وقتی می فهمید که (الف) واکنش بیش از حد به استرس م workثر نیست و ب) باید راه بهتری وجود داشته باشد ، می توانید از حلقه خارج شوید.
اقدام به احضار شهامت ، استقامت و نظم برای جستجوی و آشکار کردن
حقیقت با توجه به واقعیت به این ترتیب فرد مسئولیت اعمال خود را به عهده می گیرد.
اوه ، آیا من باید این کار را انجام دهم؟
پذیرش مسئولیت اولین گامی است که در راه وجودی پر استرس و پربارتر گام برمی داریم. با کنترل زندگی خود ، گاهی اوقات در برابر وضعیت موجود حرکت خواهیم کرد و به همین دلیل ، به احتمال زیاد در طول مسیر با مقداری مقاومت مواجه خواهیم شد. اما اگر در جستجوی حقیقت و حقیقت پافشاری کنیم ، توانایی ما برای مقابله سازنده با استرس بسیار آسان خواهد شد.
مواقعی پیش می آید که ممکن است لغزش کرده و به روش های قبلی بازگردیم – به این معنی که وقتی فشار استرس بیش از حد تحمل می شود ، تمایل عمومی این است که به صورت شخص وارد شوید ، بخار بخارید ، دشمنان تصور شده را خصمانه کنید یا بدتر از آن – به نرمی مشکل را ببلعید و در آینده نزدیک معده درد بیشتری داشته باشید.
مطمئناً ، این یک روش کاملا دست انداز ، دست و پاگیر و سوال برانگیز برای حرکت به جلو است و بسیاری از مردم برای اثبات آن جای زخم را دارند. با این وجود ما معمولاً از برخوردهای استرس زا چیزی یاد می گیریم و وقتی این کار را نمی کنیم – خوب ، دوباره در چرخه حلقه قرار گرفته ایم. اگر این اتفاق بیفتد ،
این یک فاجعه نیست این فقط بدان معناست که ما هنوز در مورد چگونگی پاسخ به استرس چاره اندیشی نکرده ایم
به روشی سازنده.
یکی از دوستان یک بار اظهار نظر کرد ، “اگر نمی خواهید به صلیب کشیده شوید ، دور صلیب ها آویزان نشوید”. این منطق ساده ممکن است در شرایط استرس زا نیز اعمال شود. به عنوان مثال ، ما باید یاد بگیریم
موقعیت های بن بست فراتر از توانایی بهبود ما را بشناسیم و از آنها دور شویم. بعد،
باید کاملاً درک کنیم که از بین رفتن شرایط استرس زا ناشی نمی شود
تلاش برای تغییر دیگران. در عوض ، باید خودمان را تغییر دهیم.
ما ممکن است دچار لغزش ، کبودی شویم و اشتباه کنیم ، اما اگر این کار را نادرست کنیم ،
در جستجوی حقایق یا حقیقت در همه شرایط پافشاری کنیم ، ما در نهایت یاد خواهیم گرفت که چگونه زندگی کنیم
به روشی کارآمدتر و سازنده تر زندگی می کند.
کمک وجود دارد
خوشبختانه ، ابزارها و روشهایی وجود دارد که می تواند به ما کمک کند تا بار را کاهش دهیم زیرا ما احتمالات خود را برای فردا با استرس کمتر کاهش می دهیم.
در این میان کتاب های الهام مطالب مرتبط بخشی از نویسندگانی چون دیپاک چوپرا ، دکتر وین دایر و
دیگران که ممکن است درک بهتری از خود داشته باشند. استخدام یکی از انواع
روش های مراقبه نیز ممکن است م workثر باشد. در صورت نیاز شدید ، جستجوی راهنمایی از یک مشاور حرفه ای می تواند انتخاب مناسبی باشد.
البته موسیقی یکی از آن ابزارهایی است که در بالا ذکر شد. یکی از نکات خوب در مورد موسیقی این است
کیفیت هم افزایی آن – اغلب به عنوان مکمل سایر ابزارها یا روش های کنترل فشار روانی به خوبی کار می کند. وقتی موسیقی را به معادله مدیریت تهویه / استرس معرفی می کنیم ، ممکن است نتایج جالب و غیرمنتظره ای رخ دهد.
به عنوان مثال ، هنگام گوش دادن به موسیقی صحیح ساخته شده ، گاهی می توان رد شد
شرطی کردن شخص به طور موقت وقتی این اتفاق می افتد ، شنونده ممکن است تجربه شدیدی داشته باشد
احساس آزادی ، آرامش درونی و احساس عمیق بهزیستی. به عبارت دیگر ، دقیقاً برعکس استرس است.
ما در اینجا صحبت از تغییرات عمده در چشم انداز است. آگاهی ممکن است تغییر کند تا
تا حدی که واکنش شرطی موقتاً به حالت تعلیق درآید. برخی ممکن است توصیف کنند
تجربه موسیقی آنها به عنوان “معنوی”. دیگران ممکن است در مورد یک مشکل شخصی خاص مدیتیشن کرده باشند و آن را چنان واضح ببینند که اقدامات اصلاحی لازم آشکار شود.
در بعضی مواقع ، ممکن است مردم گریه کنند. دیگران ممکن است به سختی تجربه خود بیشتر بخوانید را بگذارند
به کلمات در برخی موارد ، ترکیبی از همدلی ، درک و رهایی عاطفی است
می تواند زندگی را تغییر دهد و بله ، چند بار پیش می آید که شنونده ای چنان سفت و سخت و ساختارمند باشد که نتواند با احساسات خود ارتباط برقرار کند.
پاسخ هرچه باشد ، نکته ای که باید به خاطر بسپاریم این است: این انرژی موسیقی است که در ابتدا
کمک می کند تا قفل را باز کنید و درب را باز کنید – که ممکن است ما به مکانی وارد شویم که بازتاب صلح آمیز باشد
به ما اجازه می دهد همه چیز را مرتب کنیم و احتمالاً یک سازه جدید ، مثبت تر و سازنده را توسعه دهیم
چشم انداز.
منظورتان این است که از فضا نیامده است؟
مطمئناً ، موسیقی از ویژگی های مفید بسیاری برخوردار است ، اما باید توجه داشته باشیم که عناصری را که موسیقی ندارد ، به موسیقی وصل نکنیم.
به خودی خود ، موسیقی هیچ چیزی را درمان نمی کند. این هیچ چیزی را حل نمی کند. و برخلاف ادعاهای عجیب و غریب تر که ممکن است در اینترنت پیدا شود ، مطمئناً از “آهنگساز ناشناخته ای که در یک کهکشان دوردست در یک سیاره ساکن است” سرچشمه نمی گیرد … یا سایر مزخرفات مشابه دیگر! به عنوان یک نکته
در حقیقت ، ترکیب “GROVE SUITE” (ارائه شده در) چند سال پیش توسط یک سازمان متافیزیکی دزد دریایی شد که در واقع این ادعا را مطرح کرد!
کاری که موسیقی ایجاد شده به درستی انجام می دهد ، بسیار خوب انجام می شود. این توانایی قرار دادن ما را دارد
قلب و ذهن با خیالی آسوده و با این کار ورود به درک واضح تری از خود ، واقعیت و سرانجام – آرامش درونی را تسهیل می کند. با هر اندازه گیری ، این قابل توجه است!
اینکه موسیقی می تواند ابزاری م forثر برای مدیریت استرس باشد ، امری مسلم است. قرن ها است که شناخته شده است که موسیقی می تواند درمانی باشد و در هنر و ادبیات منابع زیادی وجود دارد که به کیفیت تسکین دهنده آن گواهی می دهند. قابلیت های درمانی موسیقی بسیار اثبات شده است
چندین بار و موفقیت آن به عنوان یک ابزار مدیریت استرس به خوبی ثبت شده است.
این واقعیت به تنهایی اثبات می کند که موسیقی قادر است اثرات آزار دهنده و ناسالم استرس ، اضطراب و فرسودگی شغلی را به حداقل برساند! چه کسی می داند ، حتی ممکن است برخی از این موارد را از بین ببرد
تهویه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *