قصه هایی از دخمه بازاریابی آنلاین # 10_ اجرای بازی مقایسه خطرناک در شبکه های اجتماعی


قصه هایی از دخمه بازاریابی آنلاین # 10_ اجرای بازی مقایسه خطرناک در شبکه های اجتماعی
قصه هایی از دخمه بازاریابی آنلاین # 10
حقیقتی که در پشت مجامع رسانه های اجتماعی قرار ندارند آنها نمی خواهند بدانید
من مطمئن هستم که همه ما آن را انجام داده ایم. خودمان را با افراد به ظاهر موفقی مقایسه کنیم که دستاوردهای آنها را در شبکه های اجتماعی به نمایش می گذارند.
اما … مطمئناً می تواند یک لغزنده خطرناک باشد … شما خودتان را زیر سوال می برید. تعجب نمی کنید اگر کار درستی انجام می دهید؟ دوم حدس زدن استراتژی های تجاری و بازاریابی خود و فکر کردن چمن در آن طرف حصار قطعاً سبزتر است.
سپس گلوله برفی ایجاد شده و بر نحوه نمایش شما در تجارت تأثیر می گذارد. شما ترجیح می دهید کارهای خانه را انجام دهید تا اینکه با لیست کارهای خود روبرو شوید. شما اصلا اشتیاق خود را برای ایجاد یک تجارت از دست می دهید.
شما شروع به تصور کردن خود به عنوان یک شکست می کنید. شایسته موفقیت نیست. مشکلی برای شما پیش آمده است چرا حتی زحمت؟
همه به این دلیل است که شما خودتان را با بچه های پوستر موفقیت در شبکه های اجتماعی مقایسه می کنید.
حقیقت این است که هر صاحب مشاغل آزمایشات و سختی های خود را دارد.
همه آنها در یک شکل یا شکل دیگر مبارزه می کنند.
آنها فقط به شما اجازه نمی دهند آن قسمت تاریک اداره یک کسب و کار را ببینید.
آنها می خواهند شما جز موفقیت هایشان چیزی نبینید ، بنابراین برداشت شما از آنها همیشه مطلوب است.
هک ، من مطمئناً لباسشویی کثیفم را هوا نمی دهم! و این به این دلیل نیست که من می خواهم حقایقی را از شما پنهان کنم ، یا اینکه کاملاً شفاف باشم ، به این دلیل است که واقعاً خبری نیست.
خبرساز نیست زیرا گوگل ادوردز معمول است.
ایجاد یک تجارت فراز و نشیب هایی دارد.
همه ما مشتریانی چالش برانگیز داریم که فاکتورهای خود را برای خدمات ارائه شده یا محصولات دریافتی پرداخت نمی کنند.
همه ما با چالش هایی روبرو هستیم که مردم برای قرارهای برنامه ریزی شده حاضر نمی شوند و بعد از آن ما را شبح می کنند.
همه ما در استخدام اعضای جدید تیم ، در تلاش برای یافتن تعادل کامل بین مهارت ، اشتیاق و همسو بودن با ارزش های خود ، مشکل داریم.
بله ، من اغلب از خودم به خصوص در مطالب بیشتر بخش استخدام س questionال می کنم: آیا من س rightالات درست را می پرسم؟ آیا من به اندازه کافی عمیق بررسی می کنم تا بتوانم در صورت استخدام این شخص ، آنچه در پیش است را پیش بینی کنم؟ آیا من آنقدر پول می دهم که انگیزه آنها برای ماندن حفظ شود؟ آیا من به گونه ای ارتباط برقرار می کنم که به آنها الهام شود تا بخواهند با هر وظیفه ای یک کار استثنایی انجام دهند؟ این لیست ادامه دارد.
اما من این س questionsالات را در شبکه های اجتماعی پخش نمی کنم. این به سادگی چیزی نیست که من بخواهم آنرا مطرح کنم و صدها نظر از افرادی دریافت کنم که چیزی درباره مدل و وضعیت کسب و کار ما نمی دانند.
با این حال ، من با متخصصان منابع انسانی مشورت کرده ام زیرا این حوزه تخصص آنها است!
حرف من در همه اینها احتیاط شما نسبت به مقایسه خود با دیگران در شبکه های اجتماعی است.
شما هرگز فقط با خواندن پست هایشان داستان کاملی از آنچه را که آنها پشت سر می گذارند به دست نخواهید آورد. حتی آنهایی که می گویند کاملا شفاف هستند؟ به من اعتماد کن ، آنها همه چیز را به اشتراک نمی گذارند.
در پایان روز ، هر صاحب مشاغل در تلاش است تا یک تجارت را اداره کند و سود کافی را برای پایداری کسب کند. آنها قرار نیست لباسهای کثیف خود را برای قضاوت همه هوا پخش کنند.
در واقع ، برخی از “گوروها” در خارج وجود دارند که کاملاً گمراه کننده آنچه در شبکه های اجتماعی نشان می دهند ، هستند. من می دانم زیرا برخی از آنها ما را برای کار با آنها استخدام کرده اند. و خوشایند نبود.
آنها تصویری کاذب از ثروتمند بودن ، داشتن زندگی بالا ، داشتن یک تجارت موفق ارائه می دهند که به آنها امکان می دهد اغلب سفر کنند و از مظهر آنچه یک کارآفرین آرزو می کند لذت ببرند.
اما این چیزی نیست که واقعاً در جریان است.
از تجربه من در کار با چنین معلمان:
• آنها همیشه می خواهند کمتر از نرخ فعلی من پرداخت کنند ، با این استدلال که کار با آنها یک امتیاز است و تنها قرار گرفتن در معرض مشتری بیشتر مشتری من خواهد بود. نه
• آنها بندرت فاکتورهای خود را به موقع پرداخت می کنند. بعضی ها ماه ها پول نمی دهند. برخی در نهایت برای ورشکستگی پرونده تشکیل می دهند و اصلاً هزینه ای را پرداخت نمی کنند.
• آنها اغلب بر اساس یک مدل تجاری “راه اندازی” که در آن جشن یا قحطی است ، عمل می کنند. آنها هزینه های زیادی را برای راه اندازی یک محصول یا برنامه جدید صرف می کنند و به موفقیت آن اعتماد می کنند تا بتوانند انبوهی از صورتحساب های پرداخت شده را پرداخت کنند. اگر موفقیت آمیز بود ، آنها خوشبختانه از سخاوت خود هزینه می کنند و احساس خوبی دارند. اگر این پرتاب نتایج دلخواه خود را نداشته باشد ، پس آنها قبض های خود را پرداخت نمی کنند و همه چیز و دیگران را به خاطر خود مقصر نمی دانند.
و از این طریق ، آنها در رسانه های اجتماعی به آخرین موفقیت خود می بالند و توصیه های “عاقلانه” در مورد چگونگی اداره یک کسب و کار موفق ارائه می دهند.
اکنون همه به اندازه آنچه که من توصیف کردم شوم نیستند. برخی دیگر هستند که به نظر می رسد مشاغل شگفت انگیز و موفقی دارند و به احتمال زیاد این کار را می کنند!
اما مقایسه خود با آنها نیز یک تمرین بیهودگی است زیرا:
• آنها تمام زحمات زیادی را که برای رسیدن به این مرحله از موفقیت صرف شده است ، آشکار نمی کنند. آنها احتمالاً نمی توانند این کار را انجام دهند ، یا این یک کار تمام وقت است که فقط گزارش می دهد!
• آنها ساعتهای بی شماری را صرف سخت کوشی کرده اند مدتها قبل از اینکه بتوانند تجارت خود را موفق بنامند. این اتفاق برای آنها یک شبه نیفتاده است و همچنین نباید فکر کنید که برای شما هم چنین باشد.
• آنها تیمی دارند که از آنها حمایت می کند. خواه یک مشاور معتبر ، کارمندان و سایر منابع در زمینه های تخصصی خاص باشد ، آنها به تنهایی در حال ایجاد یک تجارت موفق نیستند. من آن را تضمین می کنم.
بنابراین من به شما احتیاط می کنم ، لطفاً قبل از شروع مقایسه کار خود با دیگران ، متوجه شوید که از کل ماجرا اطلاع ندارید. شما از محاکمه ها و مصیبت هایی که آنها پشت سر گذاشته اند ، پرونده های قضایی که ممکن است با آنها روبرو شود ، تهدید به ورشکستگی و یا هر چیز دیگری که می خواهند در شبکه های اجتماعی فاش نکنند ، نمی دانید.
اما آنچه می توانید انجام دهید این است:
• در رقابت با خود باشید. من همیشه اینگونه عمل کرده ام. هر روز می پرسم چگونه می توانم کارآیی بیشتری داشته باشم؟ برای جذب بیشتر مشتریان ایده آل خود چه کاری می توانم انجام دهم؟ چگونه می توانم به تیمم خدمت کنم تا آنها احساس ارزشمندی کنند؟ امروز برای اطمینان از پرداخت همه صورتحساب ها چه کاری باید انجام دهم؟ (به یاد داشته باشید من یک نشان گیرنده بسیار موفق هستم ، این در DNA من است که می توانم رقابت کنم و بهترین رقیب خودم هستم.)
• برنامه داشته باشید. اداره مشاغل بدون انجام دقت و برنامه ریزی لازم ، مانند ساختن پایه و اساس شن روان است. با داشتن یک برنامه تجاری و بازاریابی که نشان می دهد چشم انداز شما نیز سودآور است ، اطمینان حاصل کنید که چشم انداز تجاری شما قابل دوام است.
• عاقلانه خرج کنید. وقتی می خواهید سیستم های شغلی خود را تنظیم کنید ، امروز بسیاری از انتخاب ها بسیار طاقت فرسا است. ده ها ارائه دهنده خدمات خبرنامه ، صدها سیستم مدیریت رسانه های اجتماعی ، هزاران میزبان وب و غیره و غیره وجود دارد. قبل از شروع به کاری که به نظر می رسد یک معامله شگفت انگیز است ، ابتدا از شخصی که این فضا را می داند بخواهید بر اساس نیازهای فردی خود بینش واجد شرایطی کسب کند.
• سعی نکنید این کار را به تنهایی انجام دهید. اگر این کار را انجام دهید خود را برای مطالب مرتبط ناامیدی آماده خواهید کرد. هرچه بیشتر سعی کنید کارهایی را انجام دهید که خارج از حوزه تخصص شما باشد ، رسیدن به اهداف تجاری خود طولانی تر و پرهزینه تر خواهد بود. و اگر فکر می کنید اکنون مقداری پول صرف خواهید کرد تا آنچه را که باید بدانید ، بیاموزید ، این یک نمونه عالی از آنچه من درباره آن صحبت می کنم است. (BTW ، غالباً این معلمان مذهبی هستند که این برنامه ها را در مورد چگونگی ایجاد یک تجارت موفق می فروشند که در بالا به آنها اشاره کردم.)
کارهای سخت زیادی برای اداره یک کار تجاری وجود دارد. و آخرین چیزی که شما نیاز دارید این است که از همه پست های مثبت و تصاویر باشکوهی که در شبکه های اجتماعی می بینید دلگیر شوید.
مطمئناً ، اگر این همان چیزی است که می خواهید به آن دست پیدا کنید ، از آن به عنوان الهام استفاده کنید ، اما بدانید که همیشه پشت پرده کمین بیشتری وجود دارد که هرگز آشکار نخواهد شد. جادوگر طرفداران اوز درست است؟
برای موفقیت در کسب و کار شما ،
سوزان فريسان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *