شکاف جنسیتی در کارآفرینی


شکاف جنسیتی در کارآفرینی
معرفی:
اهمیت کارآفرینی در اقتصاد جهانی با ساماندهی مجدد بازار کار با توجه به شرایط کارمندان ، طبقه کار و تغییرات اقتصاد مطرح شده است. از نظر کسب و کار و مشخصات شخصی آنها در کارآفرینان زن و مرد تفاوت وجود دارد. آنها تمایل به انتخاب زمینه ها یا بخشهای مختلف برای شروع کار دارند ، در اهداف آنها تفاوت وجود دارد ، آنها می خواهند محصولات مختلفی بسازند و تجارت خود را به روشی دیگر بسازند. (Grain Startien، 2018)
با این حال ، توجه شده است که شکاف جنسیتی در کارآفرینی علی رغم اهمیت زنان کارآفرین در اقتصاد و افزایش سریع زنان در کارهای حرفه ای و مدیریتی (Manding، 2018) طبق گفته دانشمندان خارجی ، زنان باید با مشکلات زیادی روبرو شوند موانع هنگام ایجاد مشاغل شخصی خود و این موانع در مقایسه با مردان برای زنان بیشتر است. این موانع شامل مخالفت خانواده ، دوستان و بستگان ، تبعیض ، اخذ مربیگری یا آموزش مناسب ، غلبه بر شرط بندی مربوط به فرهنگ و به دست آوردن سرمایه است.
علاقه شدید در شکاف جنسیتی در کارآفرینی از قرن گذشته که زنان شروع به فعالیت فعالانه تر می کردند ، مشهود بود. چندین مطالعه وجود دارد ، به عنوان مثال ، تجزیه و تحلیل کلان ، خرد که در کشورهای مختلف انجام شده است. از طریق مطالعه های مختلف ، نویسندگان نه تنها سعی در کشف شکاف های جنسیتی در کارآفرینی داشته اند بلکه می خواهند دلایل شکاف جنسیتی را نیز بدست آورند و عواملی را که بر رفتار مردان و زنان در حین توسعه تجارت تأثیر می گذارد ، تعیین و مطالعه کنند. ما به دلایل این شکاف جنسیتی تعاریف کافی کافی نداریم ، علیرغم اینکه به عنوان برخی نویسندگان ، به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت. فمینیسم را به عنوان نقطه بحث آنها برای تبیین شکاف جنسیتی در نظر گرفتند ، دیگران (RO Kutanis ، S. Bayraktaroglu، 2003) با تغییرات جمعیتی و برخی دیگر (I. Verheul، A. Van Stel، R. Thurik (2006)) این شکاف را توضیح می دهند. G. Negru-Strauti، M. Izvercian، M. Tion (2008)) این خلا را با اشاره به عوامل مختلف دیگر مورد بحث قرار می دهند. با این حال ، یک سوال وجود دارد که دانشمندان پاسخ روشنی به آن ندارند این است که آیا همین عوامل تأثیر نزدیک بر شکاف جنسیتی دارند؟ نویسندگانی مانند M. Minniti (2003) توضیح می دهند زن و مرد هر دو تحت تأثیر فاکتورهای یکسانی قرار دارند ، اما داده های آماری نشان می دهد که زنان در مقایسه با مردان در شروع کار مشارکت کمتری دارند ، که باعث می شود ما وجود را فرض کنیم شکاف جنسیتی متأسفانه ، ادبیات علمی فاقد جزئیات کامل دلایل و ماهیت مربوط به اختلافات است.
هدف مقاله:
برای تعیین شکاف جنسیتی در کارآفرینی وی ، او ، آنها و …. مجموعه ای از وظایف برای دستیابی به هدف این مقاله تنظیم شده است

* شناسایی دلایلی که منشأ شکاف جنسیتی در شروع کار را توصیف می کند.

* طبقه بندی یا سازماندهی عواملی که بر شکاف جنسیتی در کارآفرینی تأثیر می گذارد.

* برای کشف عواملی که باعث افزایش ، کاهش یا هیچ تأثیری (خنثی) در ایجاد شکاف جنسیتی در کارآفرینی نمی شوند.

* تجزیه و تحلیل مقایسه ای شکاف جنسیتی در کارآفرینی بر اساس نظر متخصص.
روش های علمی: ارزیابی ادبیات علمی ، داده های آماری ، داده های ثانویه ، نتیجه گیری حرفه ای.
تفاوت های جنسیتی از نظر تجارت
اگر ادبیات اولیه مربوط به کارآفرینی و مالکیت تجارت را بررسی کنیم ، به وضوح مشخص شد که این قلمرو مردانه است. مشخص شد که کارها یا فعالیتهای مربوط به کارآفرینی در ادبیات یا توصیفات قدیمی جنبه مردانه دارد. به گفته هبرت و لینک (1982) یک کارآفرین یک انسان کلیدی است. همانطور که توسط شومپیتر (1934) بیان شد ، کارآفرین به عنوان کاپیتان صنعت است ، لیبنشتاین (1968) یک کارآفرین را به عنوان قهرمانی روایت می کند که شکاف ها را حس می کند و شناسایی می کند و بازارها را بهم متصل می کند. در ادبیات اقتصادی ، اجتماعی و روانشناسی از کارآفرینان به عنوان مرد یاد شده است. از آنجایی که اخیراً در قرن بیستم (20) دخالت زنان در کارآفرینی مشاهده شد و با افزایش این مشارکت دانشمندان علاقه زیادی به این س inال داشتند که “چه چیزی باعث مشارکت زنان در تجارت شد؟
با توجه به تغییرات اخیر در متغیرهای جمعیتی ، مشارکت و موفقیت قابل توجه زنان دیده می شود و این متغیرهای جمعیتی ، سبک زندگی جدید ، افزایش در طول زمان کار ، تغییر در عادات تغذیه ای ، افزایش تحرک مسکونی ، افزایش جمعیت زنانی است که هرگز متاهل ، افزایش میزان طلاق ، تأخیر در فرزندآوری ، رضایت عاطفی و روانی (کوتانیس ، بایراکتاروغلو ، 2003). طبق برخی ادبیات دیگر (Bid and Brush، 2002) موج دوم فمینیسم ، که در دهه 1960 ظاهر شد ، مسئول افزایش تعداد اشتغال زنان و مشارکت زنان در بخشهای مختلف مانند سیاست و غیره بود. در کارآفرینی به دلیل تئوریسم های فمینیستی اجتماعی و لیبرال فمنیستی در عمل پیدا شد که نابرابری زنان در جامعه را بیان می کند یا توضیح می دهد. بسیاری از نویسندگان در تحقیقات تجزیه و تحلیل شکاف جنسیتی خود به این نتیجه رسیده اند که هنوز در قرن 21 ^ کارآفرینی یک فعالیت مردانه است. و دلیل این امر مشخص شد که تعداد بسیار کمی از زنانی که سفر کارآفرینی خود را در مقایسه با مردان آغاز می کنند وجود دارد و کسب و کار آغاز شده توسط آنها رشد آنچنانی را که مردان من شروع کرده اند نشان نمی دهد (کلیف ، 1998). همچنین مشخص شد که زنان خیلی سریع از سفر کارآفرینی خود خارج می شوند.
دلایل اصلی در ادبیات:
به گفته نویسندگان مختلف ، دلایل مختلفی می تواند برای شکاف جنسیتی در کارآفرینی وجود داشته باشد که در منابع مختلف ادبیات ذکر شده است.
امکان کوچک ترتیب سرمایه:
یكی از دلایل محكم ، مشاركت زنان كمتر در كارآفرینی ، مشكلات مربوط به تنظیم امور مالی برای راه اندازی مشاغل است. در دسترس بودن سرمایه یا منابع برای زنان با تعداد شرکت های تحت مالکیت زنان که به دنبال منابع برای رشد شرکت خود هستند مطابقت ندارد. این واقعیت زنان را برای دستیابی به سرمایه کافی برای گسترش کار خود برای دستیابی به توانایی های کاملشان متوقف می کند (بروش و همکاران ، 2006). از طریق 4 منبع در بسیاری از کشورهای غربی می توان سرمایه کسب و کار را بدست آورد.
آ. پس انداز پرسنل
ب وام های نرم یا حمایت دولت
ج تأمین مالی بدهی
د بودجه سهام از م institutionsسسات سرمایه گذاری خطرپذیر یا سرمایه گذاران غیررسمی. (بورچ و همکاران ، 2002 ؛ فوس ، لیونگرن ، 2006 ؛ جارویس ، 2000 ؛ Pečiūrien ÷ ، 2006).
زنان به دلیل تفاوت در حقوق و دستمزد در مقایسه با مردان خود بسیار کمتر درآمد دارند و این باعث پس انداز کمتری می شود. شواهد نشان می دهد که زنان برای بدست آوردن پس انداز شخصی در مقایسه با مردان با مشکلات مختلفی روبرو هستند (کارتر و کولورید ، 1997) به دلیل مشاغل کم درآمد یا کار نیمه وقت یا متعلق به خانوارهای کم درآمد هستند. این مسئله ذاتاً بر سفر کارآفرینی آنها تأثیر خواهد گذاشت (مارلو و پاتون ، 2005 ب). به دلیل این مشکلات ، امکان دریافت وام آنها کاهش می یابد و این مسئله باعث دشواری در شروع سفر کارآفرینی آنها می شود (Manning، Swaffiels، 2008). زنان در ترغیب سرمایه گذاران برای دستیابی به سرمایه با مشکلات بیشتری روبرو هستند. مبارزاتی که زنان برای دستیابی به سرمایه سهام با آن روبرو هستند را می توان با 3 عامل روشن کرد.

* موانع ساختاری برای زنان در حالی که تلاش می کنند سرمایه خود را جمع کنند

* زنان نمی خواهند از این نوع سرمایه استفاده کنند

* عدم توانایی و درک کافی در زنان برای دستیابی به سرمایه خود.
همچنین در بررسی ها مشخص شد که افسران وام بانکی زنان را کمتر جاه طلب ، کارآفرین یا کارآفرین در مقایسه با مرد همسر خود در نظر می گیرند و صفات کارآفرین زن موفق بیشتر با رفتارهای مردانه ارتباط دارد تا زنانه (Buttner and Rosen، 1988؛ Buttner and Moore ، 1997 ؛ هرتز ، 1986 ؛ هیسریش و برس ، 1986).
ویژگی های اصطلاح کارآفرینی:
ویژگی های یک کارآفرین موفق بیشتر به عنوان خصوصیات مردانه ، چابک یا فعال ، قاطع ، رقابتی و با اعتماد به نفس بیشتر از ویژگی های کارآفرینی زنانه ، یعنی درک ، مراقبت ، احساسات و گرم بودن مرتبط است. این مسئله نشان می دهد تا زمانی که زنان ویژگی های مردانه از خود نشان ندهند ، در کارآفرینی به موفقیت نخواهند رسید
تفاوت در سیستم ارزش هر دو جنس:
برخی از محققان توضیح می دهند که در سیستم های ارزشی زنان و مردان تفاوت وجود دارد که تأثیر قابل توجهی بر مشارکت ناکافی زنان در کارآفرینی دارد. به عنوان مثال ، درآمد دلیل این نیست که بیشتر زنان را برای شروع تجارت تحریک می کند (Kuratko، Hornsby، 1997؛ McClelland، Swail، Bell، Ibbotson، 2005) یا سود مالی دلیل اصلی یا عامل محرک برای ایجاد موفقیت زنان نیست در مقایسه با مردان. رضایت شخصی و سایر اهداف مرتبط با درآمد در مقایسه با موفقیت مالی از اهمیت بیشتری برخوردار است. زنان علاقه بیشتری به دستیابی به خودکوفایی ، رشد مهارت ، رشد حرفه ای ، سهم اجتماعی ، تصدیق ، تعادل و زندگی خانوادگی و غیره دارند. شکاف جنسیتی در تئوری های فمینیسم توضیح داده شده است: در منابع مختلف تحقیق (واتسون ، 2002) برخی توصیفات وجود دارد ، که شکاف جنسیتی را با 2 نظریه روشن می کند:

* تئوری فمینیستی اجتماعی 2)

* تئوری فمینیستی آزاد شده
طبق نظریه فمینیسم اجتماعی که زنان و مردان ماهیتاً تفاوت اساسی دارند و توضیح می دهد که زنان به اندازه مردان برای کارآفرینی مناسب هستند. آنها فقط راه های مختلف را انتخاب می کنند یا از استراتژی های مختلفی برای توسعه کارآفرینی خود استفاده می کنند ، که ممکن است به اندازه همتایان مرد آنها مثمر ثمر نباشد.
تئوری فمینیسم لیبرال نشان می دهد که سرمایه گذاری های متوسط ​​و کوچک که توسط زنان آغاز شده است ، عملکرد ناکافی را نشان می دهد ، به دلیل تبعیض هایی که زنان از جمله از بانک ها ، وام دهندگان پول و برخی دلایل دیگر که زنان را از منابع مالی یا منابع مفید محروم می کند ، روبرو هستند.
در تحقیقات مختلف ، این تمایل مشاهده شد که برخی از نویسندگان (Driga ، Lafuente ، Vaillant ، 2005 ؛ مالایا ، 2006 ؛ Mirchandani ، 1999 و دیگران) شکاف های جنسیتی مربوط به پیروزی کارآفرینی را با عوامل فردی (صفات فردی) تجزیه و تحلیل یا مطالعه می کنند و طبقه بندی نمی کنند آنها را به هر گروه عاملی این عوامل ممکن است تأثیر مثبت ، منفی یا خنثی بر شکاف جنسیتی ایجاد کنند. محققان دیگر (Verheul ، Van Stel ، Thurik ، 2006) طبقه بندی این عوامل را در شکاف جنسیتی در کارآفرینی انجام می دهند. بر اساس چنین طبقه بندی ، گروههای مختلفی ترتیب داده شده است.

* عوامل جمعیتی

* عوامل روانشناسی

* عوامل فرهنگی

* عوامل نهادی و مداخله دولت

* توسعه فناوری

* عوامل سازمانی

* عوامل اقتصادی
اگر به فاکتور جمعیتی توجه کنیم ، زنان پس از ازدواج و بچه دار شدن خود را از مشاغل و مشاغل کنار می کشند و این تأثیر منفی بر کارآفرینی زنان می گذارد و شکاف جنسیتی را افزایش می دهد. همچنین ادامه کار کارآفرینی یا اشتغال پس از مادری برای زنان دشوار است و این مسئله تأثیر منفی بر زندگی شغلی آنها می گذارد ، اما اشتغال مردان پس از پدر و مادر تأثیر مثبت (مثبت) دارد. بیشتر مردان متاهل همسران خود را در شرکت های خود استخدام می کنند تا کارمندان شرکت را زیر نظر بگیرند تا عملکرد آنها را به حداکثر برسانند. این واقعیت شانس کارآفرینی زنان را کاهش می دهد.
مهاجرت یکی دیگر از عواملی است که باعث افزایش شکاف جنسیتی در کارآفرینی می شود زیرا بعد از مهاجرت زنان در مقایسه با مردان برای خود کار نمی کنند.
شکاف جنسیتی در کارآفرینی نیز تحت تأثیر تجربه قرار دارد که این نیز از عوامل مهم جمعیتی است. همانطور که توسط Brush (1992) ، فیشر و همکاران حفظ شده است. (1993) ، کلیف (1997) ، مردان دارای تجربه کار بیشتری در رابطه با اشتغال یا توسعه کارآفرینی در مقایسه با زنان هستند. زنان همچنین فاقد تجربه مدیریت یا مدیریت ، تجربه مدیریت مردم ، تجربه مالی و فنی هستند. از طرف دیگر مردان تمایل دارند که تمام این تجارب ذکر شده را به اندازه کافی داشته باشند که به آنها در شروع کار خود کمک می کند.
اگر عوامل نهادی و گروه مداخله دولت را بررسی کنیم ، عواملی مانند صدور مجوز برای کسب و کار ، تأمین اجتماعی و گرفتن سرمایه برای تجارت (که قبلاً بحث شد) به شدت بر شکاف جنسیتی در کارآفرینی تأثیر می گذارند. زنان در مقایسه با درآمد فعلی خود صندوق های تأمین اجتماعی را بیشتر مورد توجه قرار می دهند و مردان در مورد درآمد فعلی خود بیشتر از مزایای آینده فکر می کنند.
کسب مجوزهای تجاری برای مردان کارآفرین بسیار آسان تر از زنان است که در مراحل صدور مجوز با مشکلات بیشتری روبرو هستند. عدم تجربه زنان در توسعه مشاغل و درک محدود از قوانین دولت و انطباق آنها را برای شروع کار خود منع می کند.
تا آنجا که به عوامل روانشناختی مانند سیستم ارزش شخصی و انگیزه مربوط می شود ، توصیفات مختلفی در تحقیق وجود دارد. بیشتر نویسندگان توضیح می دهند که این عوامل باعث افزایش شکاف جنسیتی در کارآفرینی می شود. آنها همچنین توضیح دادند كه مردان بیشتر انگیزه موقعیت اجتماعی ، موفقیت و درآمد خود را دارند در حالی كه رضایت از خود ، تحقق بخشیدن به خود ، احساس موفقیت ، روابط بین فردی قوی و ناامیدی از عوامل ایجاد انگیزه در زنان هستند.
با این حال ، نویسندگان کمی مانند مک کین و وارن (1982) ، وادل (1984) ، مختار (1998) وجود دارند که اظهار داشتند تفاوت زیادی در هر دو انگیزه و سایر صفات روانشناختی هر دو جنس (زن و مرد) وجود ندارد. برخی از عوامل نیز وجود دارند که تأثیر مثبتی ایجاد می کنند یا شکاف جنسیتی را در کارآفرینی کاهش می دهند. آموزش و سهم بخش خدمات 2 عامل است. سطح بالاتر تحصیلات در هر کشور ادغام زنان در اقتصاد کشور توسط خوداشتغالی است. هرچه سطح تحصیلات زنان بیشتر باشد شانس راه اندازی مشاغل زنان بیشتر خواهد بود.
مشارکت زنان در نیروی کار با رشد صنایع خدماتی به حداکثر رسیده است ، که یکی از عوامل زیادی در کاهش شکاف جنسیتی است. یک گروه 3 ^ (سوم) از عوامل خنثی نیز برای جلوگیری از هرگونه پیچیدگی ایجاد شد. اینها عواملی هستند که تأثیر بسیار کمی دارند یا بر شکاف جنسیتی در کارآفرینی تأثیر ندارند. به عنوان مثال طبق گفته نویسنده (ورهول و همکاران ، 2006) عواملی مانند بخش خدمات و بخش صنعتی برای کاهش شکاف جنسیتی تعیین شده است. در حالی که نویسندگان دیگر مانند (میرچندانی ، 1999) توضیح دادند که ارزیابی بسیار کمی در مورد تأثیر جنسیت بر هر شرکت یا صنعت وجود دارد.
موانعی که صاحبان صنایع چه زن و چه مرد با آن روبرو هستند یکسان است و این خنثی بودن این مشکلات را تأیید می کند.
تحلیل شکاف جنسیتی در کارآفرینی:
در سال 2008 ، مطابق اداره آمار دولت ، 4/99 درصد مشاغل کوچک و متوسط ​​در لیتوانی وجود داشت. چهار پیش فرض برای بررسی یا رد شکاف جنسیتی در یک کارآفرینی شرح داده شده در بخش نظری این مقاله برای انجام تجزیه و تحلیل در توسعه کارآفرینی در لیتوانی ساخته شده است.
فرض 1: مشاغل آغاز شده توسط مردان در مقایسه با آنچه توسط زنان كارآفرین آغاز می شود بسیار طولانی تر و با ماندگاری بیشتر است.
فرض 2: دستیابی به اولین سرمایه برای شروع کار خود برای زنان بسیار دشوارتر است زیرا در مقایسه با مردان همتای خود که گوگل ادوردز یا از قبل سرمایه دارند یا کمتر ممکن است با مشکلاتی مانند زنان روبرو شوند ، به کمترین درآمد برای شروع کار خود می رسند.
فرض 3: دلیل شروع مشاغل زنان ، سود مالی نیست بلکه رشد شخصی ، خودکوفایی ، خودکفا شدن و غیره است ، در حالی که بیشتر مردان الهام خود را برای شروع تجارت از منافع مالی می گیرند.
فرض 4: وجود این شکاف در م componentsلفه های تجاری: زنان علاقه بیشتری به شروع کار خود در زمینه های خدماتی و تجاری دارند در حالی که مردان علاقه مند هستند فعالیت های خود را در زمینه های فناوری (نوآوری) ، ساخت و ساز یا صنایع مرتبط آغاز کنند.
فرایند تجزیه و تحلیل:
برای تأیید مفروضاتی که در بالا ذکر شد از روش تجربی استفاده شد. برای ارزیابی و تأیید این پیش فرض ها از متخصصان مختلفی استفاده شد. یک نظرسنجی با س questionsالات ایجاد شد که قصد داشت شکاف جنسیتی در کارآفرینی را به صورت کتبی نشان دهد. و برای پاسخ به س questionsالات نظرسنجی ، گروهی متشکل از 20 متخصص ایجاد شد ، زنان و مردان به طور مساوی در این گروه تقسیم شده اند (10 مرد و 10 زن) و این متخصصان دارای سرمایه گذاری های متوسط ​​تا کوچک هستند.
تأیید پیش فرض ها:
فرض 1
مشخص شد که پیش فرض 1 پس از جمع بندی داده های نظرسنجی تأیید شده است ، زیرا از نظر این متخصص بیشتر زنان با کارمندان کمتری کار می کنند (حداکثر 9 کارمند) در حالی که مردان کارآفرین یک شرکت بزرگ با تعداد کارگران بیشتری (10 تا 49 کارمند) شروع می کنند ) طبق نظرسنجی که در استرالیا انجام شد ، اکثر زنان دارای مشاغل کوچک هستند که بیش از 5 کارمند ندارند. طبق آن نظرسنجی ، زمان بقای تجارت برای زنان و مردان متفاوت است. زنان تمایل دارند که در مقایسه با مردان مشاغل با ماندگاری کمتری داشته باشند. مشاغل ایجاد شده توسط زنان می توانند تا 5.5 سال دوام بیاورند در حالی که مشاغل مردان کارآفرین دو برابر بقا دارند که در مقایسه با زنان 11 سال است.
فرض 2
متوسط ​​دستمزد زنان در مقایسه با مردان در سال در اینجا بیشتر بخوانید های 2000 تا 2006 ، 218 Lt کمتر بود (بخش آمار دولت لیتوانی). و این مسئله نیز در طول تجزیه و تحلیل تأیید شد. همانطور که توسط کارشناسان نشان داده شد که زنان در شروع کار خود در مقایسه با مردان یا ترکیبی از مالی از پس انداز شخصی و بانک تنها از پس انداز شخصی کمتر (40٪ از زنان و 50٪ از مردان) استفاده می کنند (40٪ زنان و 30٪ مرد). منابع مالی دیگری نیز وجود دارد به غیر از وام های بانکی و پس اندازهای شخصی ، یعنی کسب سرمایه از دوستان ، والدین و بستگان ، حمایت صندوق ساختاری اتحادیه اروپا. زنان تمایل دارند از كمكهای خانواده ، والدین و نزدیكان استفاده كنند در حالی كه مردان بیشترین استفاده را از صندوقهای ساختاری اتحادیه اروپا یا وام بانكی دارند. پس از جمع آوری تمام پاسخها ، می توان اظهار داشت كه دستیابی به سرمایه برای راه اندازی مشاغل برای زن دشوارتر است در حالی كه دستیابی به سرمایه برای مردان برای مردان بسیار آسانتر است. و به این ترتیب فرض دوم مورد تأیید یا تأیید قرار گرفت.
فرض 3
برای تأیید فرض سوم ، 11 دلیل برای تأثیر در توسعه تجارت برای متخصصان این گروه مشخص شد. کارشناسان می توانند پاسخ های زیادی را انتخاب کرده و آنها را بر اساس اولویت رتبه بندی کنند: 1 – بسیار مهم ، 2 – مهم و غیره. طبق اظهارات متخصص ، سودهای اقتصادی مهم است اما مهمترین نگرانی یا اولویت برای زنان کارآفرین نیست در حالی که 80٪ از مردان سرمایه گذاری ویژه ای را برای منافع مالی شروع می کنند. بر اساس نظر این کارشناس در بررسی ، دلایل اصلی شروع کار زنان این است که آرزوی آنها برای شروع کار ، دور شدن از شرایط نامساعد شغلی ، استفاده از استعداد و تخصص حرفه ای آنها است. این مسئله پیش فرض سوم و وجود کلیشه های جنسیتی را تأیید می کند.
فرض 4
برای تأیید پیش فرض های 4 (4) ، متخصصان مجبور شدند دامنه هایی را که زنان و مردان در آنها تجارت خود را توسعه داده اند ، بارگیری کنند. قرار بود کارشناسان گزینه های زیادی را انتخاب کنند. پس از تشریح داده ها ، توسط متخصصان مشخص شد كه درصد زیادی از مردان (70٪) در تجارت تجارت می كنند و 40٪ آنها املاك و مستغلات و سایر مشاغل را اداره می كنند. همچنین مشخص شد که درصد زنان (از 20٪ به 30٪) در بخشهای تجاری زیر تقریباً یکسان است: املاک و مستغلات ، خدمات ، اجاره ، تجارت و سایر انواع مشاغل. بنابراین نتیجه گیری شد که فرض 4 (طبق) متخصصان به دلیل قضاوت متخصصان تأیید نشده است زیرا زنان و مردان تمایل به توسعه مشاغل متعدد در لیتوانی دارند و تفاوت واضحی نشان داده نشده است.
نتیجه:

* پس از ارزیابی توصیفات تحقیق ، نتیجه گیری شد که دلایل اصلی شکاف جنسیتی در کارآفرینی تفاوت در سیستمهای ارزشی ، گروههای مختلف فاکتورها و تغییر در عوامل جمعیتی است. در ادامه با تئوریهای فمینیستی توضیح داده شد که زنان نسبت به مردان کمتر در جامعه قرار دارند. عوامل بیشتری وجود دارد که باعث افزایش شکاف جنسیتی در مطالب بیشتر کارآفرینی در مقایسه با عوامل خنثی یا عوامل کاهش شکاف جنسیتی می شود.

* طبقه بندی گروههای مختلف فاکتورها ، که بر شکافهای جنسیتی در کارآفرینی تأثیر می گذارد ، توسط محققان مختلف شکل گرفت. 7 گروه فاکتور وجود داشت.

* عوامل مختلفی در گروه وجود داشت که باعث می شود شکاف جنسیتی در کارآفرینی به حداکثر برسد عوامل جمعیت شناختی (ازدواج ، مراقبت از کودکان ، سابقه کار ، مهاجرت) ، عوامل اقتصادی (تفاوت در حقوق زنان و مردان ، در دسترس بودن کار) ، عوامل نهادی و سیاسی (مجوز کسب و کار ، امنیت اجتماعی و دسترسی به منابع مالی یا منابع) و سرانجام عوامل روانشناختی (سیستم ارزشی و انگیزه).

* طبق پاسخ های نظرسنجی توسط گروه های متخصص ، نتیجه گیری شد که 3 از 4 پیش فرض در مورد شکاف جنسیتی فعلی در کارآفرینی تأیید شده است. نتیجه گیری شد که شکاف جنسیتی در کارآفرینی هنوز وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *