چگونه 3 مدیرعامل استارتاپ ثروت اندوختند تا نیمی از کارکنان خود را به میلیونر تبدیل کنند


چگونه 3 مدیرعامل استارتاپ ثروت اندوختند تا نیمی از کارکنان خود را به میلیونر تبدیل کنند
یک استارتاپ در نیویورک وجود دارد که همه درباره آن صحبت می کنند و چیزهایی که آنها می گویند خیلی خوب نیستند.
این استارتاپ به قیمت 80 میلیون پوند فروخته شد و بنیانگذاران آن ثروتمند شدند. اما ، همانطور که شایعات می گویند ، هیچ کارمند دیگری بیش از 50،000 دلار درآمد نداشته است.
این یک سناریوی رایج خروج است. بنیانگذاران در ابتدا ریسک های زیادی را به جان خریدند و اگر شرکت آنها موفق شود ، آنها به تنهایی ثروتمند می شوند.
اما ما متوجه شدیم که چند بنیانگذار با تجربه شروع به ایجاد سابقه ای متفاوت کرده اند. هدف آنها – علاوه بر ایجاد محصولات قوی و نتایج مالی قوی برای خودشان – ایجاد نتایج عالی برای افرادی بود که با آنها کار می کردند ، حتی اگر گزینه های آنها کاملاً واجد شرایط نبوده باشد. در نتیجه ، این مدیران عامل هنگامی که استارتاپ های خود به صدها میلیون دلار فروختند ، یک سوم تا نیمی از کارکنان خود را به میلیونر تبدیل کردند.
اسکات بلسکی ، بنیانگذار Behance ، این ذهنیت سخاوتمندانه را “حریص طولانی مدت” می نامد.
او می گوید: “در سناریوی خرید ، چند هفته ای وجود دارد که در مورد پولی که می توانید به دست آورید فکر کنید و این بدترین حالت را در افراد به ارمغان می آورد ، زیرا آنها در آینده نزدیک حریص هستند.” هرکسی که می خواهد برای مدت طولانی در یک صنعت بماند ، می آموزد که وفاداری و موفقیت افراد در تیم شما مهمترین چیز است. ”
در اینجا چگونه سه موسس به کارمندان خود پاداش می دهند وقتی شرکت های آنها صدها میلیون فروخته می شود.
چگونه MoPub 36 نفر از 100 کارمند خود را در طول فروش 350 میلیون دلاری خود در توییتر به میلیونر تبدیل کرد ، با کارکنان خود خوب رفتار کنید ، و شاید آنها تصویری از شما را نقاشی کنند مانند تصویر جیم پین ، مدیرعامل MoPub. توییتر/جیم پین جیم پین بخشی از خروج بیش از یک استارتاپ بوده است. او کارمند یک استارتاپ dot-com بود که شکست خورد و یکی دیگر که خریداری شد. اخیراً ، او بنیانگذار MoPub ، یک شرکت فناوری تبلیغاتی بود که در سپتامبر 2013 به قیمت 350 میلیون دلار توسط توییتر خریداری شد. پین که قبلاً کارمند استارتاپ بوده است ، می داند که کار سخت برای دستیابی به نتیجه ای که تنها به نفع چند نفر است ، چه احساسی دارد.
پین به ما می گوید: “خروجی ها چندان دور نیستند ، حتی اگر به نظر برسد که همیشه در مطبوعات اتفاق می افتد.” “برای من مهم بود که افرادی که در MoPub از فرصت استفاده می کردند نه تنها یک نتیجه عالی داشته باشند بلکه آنها نیز می توانند بر آنها و فرصتهای آینده آنها تأثیر بسزایی داشته باشند.”
پین با به دست آوردن زودهنگام سهام کارکنان خود ، به طور منظم کمک های مالی مبتنی بر عملکرد ، ارائه دهنده مذاکره کننده خوب و انتخاب سرمایه گذاران اخلاقی را برای موفقیت آماده کرد.
پین می گوید: “بهترین کاری که می توانید برای کمک به کارکنان خود در جهت کسب درآمد بالا انجام دهید این است که زودتر از آنها مراقبت کنید.”
MoPub به کارکنان خود وام داد تا بتوانند از گزینه های سهام خود استفاده کنند – مدتها قبل از اینکه قرارداد خرید روی میز باشد – برای صرفه جویی در مالیات. وام های صادر شده توسط شرکت به کارکنان اجازه می داد تا گزینه هایی را با قیمت پایین خریداری کنند و بدون افزایش ریسک های مالی شخصی ، درمان افزایش سود را آغاز کنند.
MoPub به کارکنان خود وام ارائه داد تا بتوانند گزینه های سهام خود را مدت ها قبل از توافق قرارداد خریداری کنند. استارتاپ های دیگر ، از جمله Shoptiques اولگا ویدشوا ، اجرای این روند را آغاز کرده اند. به جز یک نفر از کارکنان MoPub که به او وام پیشنهاد شد ، گزینه های سهام را اعمال می کردند.
همچنین ، هر شش ماه تا یک سال ، تیم پین همچنین سهام کارکنان را بر اساس عملکرد مورد ارزیابی مجدد قرار می دهد و بر این اساس گزینه های جدیدی را صادر می کند. این به کارکنان کمک کرد احساس کنند کارشان همیشه ارزشمند است و به کارکنان جدیدی که ستاره راک بودند مالکیت دادند.
پین می گوید: “آخرین چیزی که می خواهید این است که کسی دیر به عضویت در بیاید و در حال تبدیل شدن به یک ستاره راک باشد ، احساس می کند نتیجه ای نگرفته است.”
سرمایه گذاران می توانند سرنوشت کارکنان شما را در حین خرید تعیین کنند. MoPub در طول فروش خود به توییتر ، Rich Wong’s Accel Partners را به عنوان یک حامی بزرگ می داند. سرمایه گذاران Flickr/JD Lasica همچنین سرنوشت مالی کارکنان یک استارتاپ را تعیین می کنند زیرا بیشتر راه های پاداش دادن به آنها در حین خرید از جیب آنها بیرون می آید. پین از Rich Wong of Accel Partners به ​​عنوان یک حامی بزرگ کارکنان و فرهنگ MoPub یاد می کند. “پین در مورد وانگ می گوید:” او به دفتر می آمد و می گفت: “شما بچه ها افراد درخشان دارید.” “کارکنان به دنبال پیوستن به چیزی هستند که بزرگتر از آنها است و مدیریت باید به نفع همه باشد ، نه فقط به نفع خود.”
اگر می خواهید حقوق کارکنان را بازپرداخت کنید ، انتخاب خریدار مناسب نیز بسیار مهم است.
پین قبل از ظهور توییتر سه پیشنهاد خرید را رد کرد. رد پیشنهادات قبلی به پین ​​این شجاعت را داد که در صورت ارائه پیشنهاد مناسب ، بیشتر از طرف تیم خود مذاکره کند.
پین می گوید: “اولین باری که [از توافق خارج شدم] وحشت کردم.” “کسی شما را به طور کامل در بازی پوکر قرار می دهد و هر آنچه را که ثروت خود می دانید در خطر است. شما درگیر فرایند معامله می شوید و شروع به فکر خروج می کنید. این طبیعت انسانی است. مردم به این ایده وابسته می شوند. و راه رفتن بسیار سخت است. ”
پین از یک پیشنهاد بسیار جدی خودداری کرد زیرا احساس می کرد برای فروش MoPub خیلی زود است ، هر چند که این امر برای او و خانواده اش امنیت مالی به همراه داشت. اما او می گوید تجربه به او این امکان را می دهد که به معاملات آینده به جای احساسات نگاه کند. و این استراتژی زمانی کار کرد که توییتر ضربه زد. پین می تواند مواردی مانند محدودیت سهام برای کارکنان و توانایی نگه داشتن تیم خود در ساحل شرقی را در طول خرید درخواست کند.
نتیجه: خرید 350 میلیون دلاری که 36 نفر از 100 کارمند Mo Pub را میلیونر کرد ، با 10 نفر که اکنون ثروت “قابل توجهی” دارند.
پین می گوید: “مردم باید به خاطر داشته باشند که کارکنان تخم مرغ های شغلی خود را در سبد شما قرار می دهند و وظیفه شماست که تا جایی که می توانید از آنها مراقبت کنید. مدیران عامل بیشتر از آنچه فکر می کنند از افراد مراقبت می کنند.”
“شما می توانید کل پای را برای خود ذخیره کنید ، اما این یک ورزش تیمی است که در آن بازی می کنید. اگر برای رضایت از خود [به عنوان یک استارتاپ] فعالیت می کنید ، فکر نمی کنم مدیرعامل بزرگی باشید. فکر کنید می توانید با مزدور بودن در این راه درآمد کسب کنید ، اما هرگز واقعاً عالی نخواهید شد. ”
چگونه یک بنیانگذار انفرادی در خروج 100 میلیون دلاری نصف تیم خود را به میلیونر تبدیل کرد (حتی اگر هیچکدام حق انتخاب سهام نداشته باشند) ویلی سریلی در مورد خرید 100 میلیون دلاری به کارکنان خود گفت. کنی هرمان/SinglePlatform ویلی سریلی پنج بار از دانشگاه خارج شد و خارج شد و هرگز فارغ التحصیل نشد. اولین آپارتمان او در منهتن با یک تشک منفجر شده برای تختی که اغلب هنگام خوابیدن روی آن ظاهر می شد ، ساده بود.
او اکنون 34 ساله و یک میلیونر است. در سال 2012 ، او شرکت دو ساله خود ، SinglePlatform را به مبلغ 100 میلیون دلار به صورت نقد و سهام به یک شرکت تجاری عمومی ، Constant Contact فروخت. نیمی از کارکنان او میلیونر شدند ، گرچه هیچ یک از گزینه های سهام آنها فرصتی برای تصاحب کامل نداشت.
در اینجا چگونگی پاداش سریلی به کارکنان است ، اگرچه از لحاظ قراردادی موظف به انجام این کار نبود.
در ژوئن 2012 ، ویلی سریلی انتظار فروش SinglePlatform را نداشت. او در میانه سرمایه گذاری 17 میلیون دلاری سری B از سرمایه گذاران بود که Constant Contact وارد عمل شد و درخواست کرد تا سرولی را برای ناهار ببرد. در عرض 48 ساعت ، Constant Contact به Cerilli پیشنهاد خرید SinglePlatform را داد.
در حالی که Cerilli با این پیشنهاد موافقت کرد ، او می دانست زمان خوبی برای به دست آوردن نیست. اعضای تیم اجرایی SinglePlatform در روز اعلام خرید. کنی هرمان/SinglePlatform چند هفته قبل از پیشنهاد ، SinglePlatform فقط 13 کارمند تمام وقت داشت. چهار نفر از آنها بیش از یک سال در شرکت بودند ، این بدان معناست که اکثر اختیار معامله سهام که واگذار شده بود واگذار نشده بود. هنگامی که SinglePlatform به دست آمد ، تعداد تیم آن دو برابر شد و به حدود 30 نفر رسید. سریلی توضیح می دهد: “شما اکثریت شرکت را در اختیار دارید ، از جمله چندین عضو تیم اجرایی مانند COO و CTO ما ، که کمتر از یک سال آنجا بودند.” “ما این پیشنهاد شگفت انگیز را داشتیم ، اما خرید آن به این معنی است که آنها 0 دلار می گیرند.”
ما این پیشنهاد شگفت انگیز را داشتیم ، اما خرید آن به این معنی است که کارکنان 0 دلار می گیرند. سریلی ، که بخشی از استارتاپی بود که خارج شد (سایت تحویل غذا Seamless) ، گزینه هایی را با سرمایه گذاران خود بررسی کرد. هاوارد مورگان ، نماینده دور اول سرمایه راهی برای پاداش دادن به کارکنان پیشنهاد کرد که به هزینه او و سریلی می رسد.
سریلی می گوید: “ما لیست کارکنان را پایین آوردیم و به افراد یک سال دیگر به میزان 100 on بر اساس آنچه که در آن بودند ، اختصاص دادیم ، بسته به مدت زمانی که آنها در شرکت بودند.”
برای کارکنان جدید ، Cerilli به آنها هزاران دلار پاداش نقدی و تعداد سهام محدود از Constant Contact داد. در نهایت ، این تنظیمات بیش از نیمی از تیم را به میلیونر تبدیل کرد. سریلی همچنین اطمینان حاصل کرد که کار هر کارمند پس از فروش تضمین شده است و کار همه در شهر نیویورک باقی می ماند. همانطور که Cerilli آن را در یک ایمیل در سراسر شرکت بیان کرد ، این معامله “برد-برد-برد” بود.
وقتی از وی س askedال شد که چرا برای کمک به کارکنانش تلاش زیادی کرد ، پاسخ داد: “من می خواستم با افرادی که قصد جنگ با آنها را داشتم در SinglePlatform جشن بگیرم و باید پاداش آنها را گرفت.”
چگونه یک استارتاپ (عمدتا بوت استرپ) در خروج 150 میلیون دلار دهها کارمند را به میلیونر تبدیل کرد
موسس Behance ماتیاس کوریا و اسکات بلسکی. دانیل گودمن / Business Insider استارتاپ Behance و Adobe سالها با یکدیگر آشنا بودند. اما بلسکی ، که Behance را به مدت 5 سال با بنیانگذار Matias Corea همکاری کرد ، علاقه ای به فروش شرکت خود نداشت.
بلسکی به Business Insider می گوید: “ما علاقه ای به خرید نداشتیم.” “ما در حال نزدیک شدن به تامین مالی سری B بودیم. Adobe سال ها شریک بسیار منطقی ما بود و ما در مورد همکاری با هم صحبت می کردیم. اما هر بار که مشارکت می کردیم ، ادغام معامله همیشه بیشتر از هر دو بود. من فکر می کنم که وقتی به همه کارهایی که می توانید با هم انجام دهید فکر کنید ، این یک حرکت بسیار سالم به سمت خرید است. ”
وقتی Adobe در دسامبر 2012 با پیشنهاد خرید به بلسکی مراجعه کرد ، او و Corea بسیار به آن فکر کردند. این پول زیادی بود – تقریباً 150 میلیون دلار – اما آیا برای کاربران و کارکنان Behance خوب است؟
بلسکی می گوید: “به نظر می رسید که خرید از منظر تجربه مشتری منطقی به نظر می رسد. این اولین قدم [در تجزیه و تحلیل قرارداد خرید] است.” بلسکی و کوریا همچنین می خواستند مطمئن شوند که Adobe به فرهنگ کار و نام تجاری Behance احترام می گذارد و به آن کمک می کند. به عنوان مثال ، Behance هر سال یک کنفرانس خلاق برگزار می کند و برای بلسکی مهم بود که آن را تحت رهبری Adobe ادامه دهند.
بعد ، بلسکی در نظر گرفت که خرید از نظر مالی و شغلی برای تیمش به چه معناست. آیا او می تواند همان چشم انداز روشن را به عنوان یک شرکت مستقل ارائه دهد که Adobe در صورت ادغام این دو شرکت می تواند ارائه دهد؟
بلسکی می گوید: “مدیران عامل باید در مورد net-net فکر کنند-این برای همه به چه معناست.” “شما باید برای رقیق سازی [در دور آینده] ، ریسک بازار و خستگی تیم حساب کنید. اگر تیم شما پنج سال یا بیشتر بدون نقدینگی در کنار هم بوده اند ، آیا شما نمی فروشید آیا می توانند شیوه زندگی خود را پیش ببرند؟ ”
هنگامی که بلسکی و هم بنیانگذارش توافق کردند که با این خرید پیش بروند ، آنها باید نحوه مراقبت از کارکنان را بیابند. بلسکی بنیانگذار اولین بار بود که قبلاً در گلدمن ساکس کار کرده بود. او مطمئن نبود که به طور قانونی در طول فروش مجاز به انجام چه کاری است ، بنابراین برای مشاوره به کریس دیکسون سرمایه گذار و کارآفرین Behance مراجعه کرد.
بلسکی می گوید: “کریس در هنگام خرید نیمه شب با من بیدار بود.” “من از او می پرسم آیا می توانیم این کار را انجام دهیم؟ آیا این امکان پذیر است؟” او کسی بود که می توانم از او ایده بگیرم. ”
بلسکی و کوریا سرانجام یک صفحه گسترده ایجاد کردند که نام هر کارمند Behance را در آن ذکر کرده بود و دارای دو ستون بود: انتظارات کارکنان از فروش بر اساس گزینه های سهام واجد شرایط ، و آنچه بنیانگذاران احساس می کردند شایسته ساخت آن هستند. بلسکی با مجوز هیئت مدیره Adobe و Behance ، مبلغی را از این خرید اختصاص داد تا به صورت نقدی و RSU به کارکنان تقسیم شود.
کریس دیکسون به اسکات بلسکی کمک کرد تا بفهمد هنگام پاداش دادن به کارکنان در هنگام خرید Adobe چه چیزی ممکن است. Business Insider “بلسکی می گوید:” شما باید خود را به جای تک تک افراد تیم خود قرار دهید ، از شخصی که نفر دوم طولانی ترین نفر در آنجا بوده است تا فردی که شش ماه پیش به آن پیوسته است. ” “شما مجبور نیستید خود را محدود به نمودار سقف کنید. می توانید بگویید ،” بیایید پاداشی بزرگتر به این فرد واگذار شده در سالهای آینده بدهیم تا پیامی ارسال کند که تنها کاری که باید انجام دهند این است که به حرکت شرکت کمک کند. به نظر می رسد که برنامه بلسکی برای شناسایی ، پاداش و تشویق بهترین کارکنان جواب داده است: دو سال بعد ، هیچ کارمند Behance از Adobe استعفا نداده است. و دهها نفر از اعضای تیم پس از فروش “تغییر زندگی بسیار مادی” را تجربه کردند.
بلسکی می گوید: “شما باید در حین خرید از کارکنان خود دفاع کنید و بگویید چه چیزی درست است.” “هیچکس به جز [مدیرعامل] به دنبال این افراد نیست و سالها بعد می خواستم بتوانم بگویم که ما واقعاً کار تیم ، جامعه و نام تجاری خود را انجام دادیم.”
در حالی که بلسکی تلاش زیادی کرد تا Behance را به یک شرکت 150 میلیون دلاری تبدیل کند ، او می داند که بدون تیم ستاره نمی تواند این کار را انجام دهد.
او می گوید: “شما باید با این درک که شما این [خروج] را انجام نداده اید ، خود را متکی کنید.” “شما تیم را گرد هم آوردید و شاید در ابتدا بیشترین ریسک را کردید ، اما شما این اتفاق را نیافتید.”
برای اعلان های Insider ثبت نام کنید! با آنچه می خواهید بدانید به روز باشید. برای اعلان های فشار مشترک شوید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *